دخترما

سلام دخترنازنینم خیلی شییییییییرین شدی،الان داری موهای مامانتو شونه میزنی و البته میکشی، وبلندبلندمیخونی:داری مثل فرشته ها میشی،مثل فرششششششته ها میشی....ومحکم منومیبوسی... به برادرهات خیلی محبت میکنی وباهاشون بازی میکنی،غذامیخوری و موقع درس خوندنشون کنارشون میشینی ونقاشی میکشی. بابابات که واقعا عشق وصفاست،خیلی براش باحرفات و رسیدگیهات بهش و نازواداهات دلبری میکنی براش، اکثر شعرایی که میخونی سر وتهش به بابا میرسه.... دیشب که داشتم میگفتم آفرین چندروزه حمام نرفته وامشبم قبول نکرده بره...... جنابعالی اومدی خیلی جدی نزدیک من ورستتو کشیدی به سمت من وگفتی: کی این حرفارویادت میده،کی،کی میگه همش این حرفاروبزنی وهمش بگی آفرین بره حمام،یه چیزی دیگه بگو.... من وبابا کلی خندیدیم ازاین شیرین زبونیهات. راه میری توخونه ومیخونی:امیرحسین داداشمه،امیرعلی داداشمه، دوباره ودوباره،امیرحسین داداشمه امیرعلی داداشمه... مربی مهدىودکت اکرم جون رو خیلی دوست داری،اسم دوستات روخیلی قشنگ میگی: متین،عماد،کیانا،سارینا،امیررضا،بردیا... توی راه مهدکه باهم برمیگردیم کلی برام شیرین زبونی میکنی و تعریف میکنی،بین حرفان گفتی که کیانا خیییییییلی توچولوء نی نیه،همش میادتوبغلم میشه،روی پام میشنه،همه جام میشینه،همه جام..... الان هم باباتنیسه و داداشات خوابیدن و تو هم از شونه ومامان دست برداشتی و داری همه روسریها رو ازتوی کشوی اونا درمیاری و باشنیدن اعتراض من میگی: میدام بچه هامو بدابونم آخه سردشون میشه..... خیییییییییییییلی دوستت دارم و شب و روز خدارو از داشتن نعمتهای بزرگی مثل تو و برادرهای خوبت شکرمیکنم و .....

/ 2 نظر / 19 بازدید
نازنين مامان اميرعلي

سلام بعد يه مدت طولاني باز پيدامون شد و در خدمتتون هستيم اونموقع ها آفرين جونم نبود و خوشحالم كه سر گرم تر از قبلين ماهم دوباره مامان شديم چقدر دنياي دختر بچه ها شيرينه ...

مامان شهاب

[چشمک]