مارمولک

ساعت بیست دقیقه به هف صبحه و بیدارتون میکنم تاحاضربشید , هردوتون میریدکناربخاری وتقریبا خودتونو میچسبونیدوهنوزتوحال وهوای رختخواب وخواب و....

من دارم تغذیه هاتون رو آماده میکنم که صدای خواب آلوی محمدرومیشنوم,

محمد: عرفان دیشب یه خوابی دیدم.

عرفان: چه خوابی؟

محمد: (باآرامش وجدی والبته خواب آلو)خمیازه خواب دیدم یه مارمولک تولواشک لقمه ای ها که تودوست داری هستشیطانشیطان

عرفان:سبززبانخیلی بدی محمد

من:تعجبسوالخنده

من: آخه مامان اول صبح روبااسم خداشروع کن ومهربونی به برادرت, این چه خوابی تعریف میکنی , 

بابا: محمممممممممممممممممد مارمولک تولواشک چیکارمیکنه؟؟؟

/ 7 نظر / 19 بازدید
نگار مامان سیاوش

[آرام عزیزم اول اینکه از آشنایی با شما خیلی خوشبختم و دوم اینکه پست خیلی جالبی بود کلی خندیدیم و جالب اینکه چه خوبه که 3 تا فرشته داری توی خونه ات ..نعمت خونتون ماشالله زیادهه مخصوصا با اومدن دخملللللل که من عاشقشم دیگه نعمات تکمیل شده... ممنون که پیش من اومدی ...میبوسم هر 3 فرشته رو و همین طور مامان آرام گلشون رو[ماچ] لینکتون میکنم با اجازه

آیدین

وای چه خواب باحالی...ببوسین گل پسرا رو

مریم

مگه این محمدبلاروگیرنیارم! محکم ببوسشون به جای من که حسابی دلم براشون تنگ شده خصوصا برای نی نی.

سهیلا مامان درسا جون

وااااااااااااای مار مولک [سبز] از جک و جونورای توی خونه از مارمولک بیشتر از سوسک و مورچه و جوجه و کرم و ... بدم میاد خیلی چندش آوره [کلافه] محمد مگه دستم بهت نرسه فسقلی شیطون حالمون و دگرگون کردی البته ناگفته نماند بچه که بودم خونه مامانم مثل ماها آپارتمان و تی تیش نبود که حیاط بزرگ و چند اتاق و خیلی دلباز بود از لابلای آجرهای حیاط مارمولک در میومد خلاصه این مارمولکا رو همچین فرز میگرفتم یه سوزن فرو میکردم تو کمرش و محکم رو زمین نگه میداشتم تا بیحال بشه اولش که کلی دور خودش می چرخید بعد خسته میشد با کبریتی که همرام بود مارمولکه رو آتیش میزدم یک بوی کبابی راه میفتاد بیا و ببین اه اه اه اه اه الان که اینو یادم افتاد حالم بهم خورد از خودم [سبز] چه کثافت کاریایی میکردم این تازه یه قلمش بود تورو خدا دیگه یادم نندازی ها من توبه کردم مدتهاست دیگه از این غلطا نمیکنم باور کن

سما

سلام.شيطون حتما ميخواسته خودش تنهايي لواشكهارو بخوره.[لبخند]عكسهاي افرين كوچولو رو هو ديدم.نازه.خدا حفظش كنه.بچه هاي ناخواسته هميشه قشنگ ميشن.[ماچ][قلب]

زری*

مارمولکم مگه لواشک میخوره؟؟؟؟؟؟؟بازم خدا خیرش بده سوسک ندیده باز دم مارمولکه رو میشه گرفت پرت کرد بیرون[نیشخند]

مامان جون

یعنی مارمولکو انداخته بود تو لواشک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نههههههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!