شیرمادر

دیشب خیلی خسته بودم ودیگه اینقدرخسته بودم که کنارافرین که داشت شیرمیخوردخوابم گرفت.از سه ماهگی که شیرکمکی توی روز میخوره صحبتی بینمون درموردشیرنشده بود ‘

وقتی بیدارشدم ‘ازم تشکرکردی وگفتی که خیلی خوشحالی که باوجودکارزیادوبچه داری و.... ممنونی  که شیردادن به آفرین روقطع نکردم ...ومن...بینهایت خوشحال شدم وفقط سکوت کردم چون حرفی نداشتم برای زدن‘ ازاینکه فکرمیکردم این کارمن اصلا کارنبوده وشایداصلا به چشم رضانمیاومده درحالیکه تواز من تشکرکردی ....ممنوم

/ 2 نظر / 16 بازدید
مامان جون

به نطرم زیباترین قسمت مادری همین شیر دادنه!والبته بعضی وقتا خیلی خسته کننده[چشمک]

سلام

سلام جای تاسفه که مادری به خاطر کار و مشغله باید به حاصل عمر ش شیر کمکی بده ...!! مادرایی رو دیدم گه یه روز افسوس میخوردن که چرا به بچه هاشون کم شیردادن .