براردراوخواهرکوچولو

اندر احوالات برادراوخواهرکوچولوشون:

خیلی خیلی دوستش دارن وهواشودارن اماهمینکه حس کنن یه ذره حواسمون بیشتربه سمت اونه ،خودشونو میزنن به مزیضی یااینکه باهم درگیرمیشن وماروسمت خودشون میکشوننو

نتقطه عکس ،اگه ببینن یه ذره دیربه دادخواهرشون میرسم هردوشاکی میشن که بیا به فریادش برس و زودترازمن ازبازی وغذادست میکشن ومیرن سراغش......

دیروز آفرین روخوابونده بودم ومشغول کارهای خونه بودم که محمدرفت تواتاق پیششو چنددقیقه بعد عوض شده یعنی بایه سری لباس جدیدویه کلاه بامزه درحالیکه داشت باچشمهای ازحدقه بیرون زده منونگاه میکردآوردش پیشموبعدگفت عرفان عرفان بیاببین خودم لباساشوعوض کردم وهردوشروع کردن به شعرخوندن براش ومنو میگید.......!!!!!!

عکس این صحنه رومیذارم حتما!!!!!

ازساغت11تا 2الی3شب ساعت بیداری خانم خانماست وحسابی خسته میشم اماخدائیش باباش یه چرت میزنه وبعدمیبینم مشتاقانه بیدارمیشه واز من میگیره تاخودش بخوابوندش واگه خسته باشه ودیربیدارشه وقتی ازبغلم میگیردش قشنگ این حس روتونگاه آفرین میبینم که منتظرباباش بوده وتقریبا ساکت وآروم میشه ومن میخوابم ووقتی بیدارمیشم میبینم کنارباباش خواب خوابه. یه حس وصحنه قشنگیه که اینقدرلذت میبرم که یادم میره ساعت2خوابیدم والان 6صبح وبایدکاراروانجام بدم وبرم شرکت وبرگردمو...حتی فرصت خواب بین روزی ندارمودوباره مشه 2نصفه شبو....

خداروشکرمیکنم وآرزوی سلامتی برای....

/ 2 نظر / 5 بازدید
مامان دو گل

الهی قربون این نو رسیده برم میبینی خانمی دخترا بابایی هستن من که اصلا به بابایی حسودیم نمیشه چون بابایی بودن این مزیتو داره که دخمل ناز چند وقتی هم با باباش آرومتر باشه تا مامان به خودش برسه روی ماه آفرین گل رو می بوسم[گل][ماچ] و البته روی ماه دو تا داداشش که آقا شدن و هوای خواهر کوچیکه رو دارن[ماچ]

سلام

سلام خبلی دیر خدمت رسیدم انگار... قدمش مبارک باشه انشاء الله خیلی خوبه که آقایون در نگهداری بچه ها کمک کنن. اما باید سعی کرد که بچه ها خیلی به پدرشون وابسته نشن . به خصوص دخترا.این تجربه ایه که من از یکی از اقوام نزدیکم دارم . وقتی پدرش به سفر میرفت بچه مریض میشد و با اینکه شاید دو سه سالش بیشتر نبود میگفت تا بابام نیاد من خوب نمیشم. حالا این خانم 33 شالشونه اما هنوزم مشکلاتی دارن که احساس میشه از همون فشارهاییه که تو بچگی از دوری پدر احساس میکردن.