گربه

سلام

اینقدرشیرین گفت دخترک که نتونستم ننویسمخنده

ازمهداومده بودوشیرشیرمیکرد و برداراش که بعداز امتحانات پشت سرهم رفتن پیش مامان بزرگشون و من خودم شدم مسئول خرید

باهم رفتیم شیربخریم توراه برگشت یه گربه نشسته بود کنارونگاه میکرد,آفرین کلی باخنده تابرسیم بهش باهاش حرف میزد ویه دفعه یه جیغ ازخوشحالی کشیدوگفت:مامان گلبهه بهم دشمک زد,اینجوووووری(گربهه بهم چشمک زد)و دوتا چشمشو باهم آروم بازوبسته کردنیشخند

رفتیم و یه دفعه یه گربه پرید ومن یه صدا درآوردم از جلومون بره که آفرین اینبارگفت:

مامان ولش تن,چیدارش داری,سربه سرش نذارگناه دارررره

(مامان ولش کن چیکارش داری,...)خنثی

قلبقلبقلب

/ 4 نظر / 28 بازدید
ساقي

يا مهدي اي نقطه شروع شفق اي مجري حق ميلاد تو قصيده بي انتهاييست كه تنها خدا بيت اخرش را ميداند بيا و حسن ختام زمان باش.... اللهم عجل لوليك الفرج عيد مهدي و نور محمد مبارك صلوات هديه تولد اقا فراموش نشه

آرام

آرام چان منم بچه بودم یه بار تو سفر به مامانم گفتم الاغه بهم چشمک زده. هنوزم برام با خنده تعریفش می کنن ولی من مطمئنم که حتما پیشی به گل دخترت چشمک زده. شیرینه ماشالله!

f

اللًّهُـ‗_‗ـمَ صَّـ‗_‗ـلِ عَـ‗_‗ـلَى مُحَمَّـ‗‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗_‗ـَد و عَجِّـ‗_‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗_‗ـم