بچه ها

پسرادرس میخونن و خانم خانمما یادراتاقشون   عپان,عپان,ممدممد میکنه , یاتوی اتاقشون خودکاروکاغذ دست میگیره وخیلی جدی مینویسه ومیگه عپان درس!!!

ممددرس!!!!

باهاشون غذامیخوره وبازی میکنه و...خلاصه که خداروشکرهرسه باهم کیف میکنن.

چندروز پیش عرفان برگه تکالیفش روداده بودمن کنترل وامضاکنم که آفرین خانم زودترازمن دست به کار شدن ونتیجش:

گریه و متوجه شده که چیکارکرده   و داره پیش عرفان ابرازنارحتی میکنه                    عرفان که خیلی حساسه روی کیف وکتابش وقتی دید حال خانم خیلی بده کلی دلداریش دادما.....کارکشید به افتادن فشارخانم ودلداری عرفان از کلامی به پرستاری کشید وبستنی و....تا خانم  عبرت بگیرن که دفعه ی دیگه دفتروکتاب برادراش ونقاشی کنه کامش اینجوری شیرین میشهنیشخند  

/ 7 نظر / 28 بازدید
مامان دو گل

آخی چه خواهر مهربونی نازی چه گریه ای هم کرده سلامت و شاد باشین همتون روی ماه دخمل نازو میبوسم[قلب][ماچ]

سهیلا مامان درسا جون

قربون این نقاش کوچولو و پیکاسوی آینده برم من که اینجوری بستنی میخوره می بینی این بچه ها چه فیلمی میان واسه اینکه دعواش نکنی پیشاپیش کلی گریه زاری راه انداخته ای وروجک شیطون بلا می بوسمت راستی عرفان جون منم یه عالمه خط خطی بلدما به منم بستنی میدی؟

زهرا

سلام چه پاداش شیرینی برای خط خطی کردن [قلب][ماچ] خدا خاله عزیزت رو رحمت کنه.[گل]

سپیده عمه آریانا

ااااااااااااااااااای جون دلم جیگر این دخملی ناز نازی رو برم من . [قلب][بغل][ماچ]

مامان شهاب

سلام آرام عزیز ببخشید من 4 روز نبودم و الآن کامنت رو خوندم هرکاری از دستم بر بیآد باعث افتخاره و خوشحال می شم با هم بنویسیم